المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

63

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

2 - كتاب نماز واژهء « صلوة » در لغت به معناى « دعا » است . خداوند فرموده است : « وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ » ؛ « يعنى براى آنان دعا كن » شاهد مطلب ، قول « اعشى » شاعر است كه در آن صلوة به معنى دعا به كار رفته است : عليك مثل الذى . . . ؛ « بر تو اى زن واجب است همان‌گونه كه نماز گزارى ، فرصت خواب را غنيمت شمرى ، همانا تو را در كنار مرد جاى آرميدن است » . بعضىها گفته‌اند ريشهء كلمهء « صلوة » از آنست كه در حال ركوع استخوانى كه در انتهاى كمر قرار دارد ، بلند و ظاهر مىگردد و نام آن استخوان ، « صلوة » است . و شرعا گفته شده است كه « صلوة » عبارت است از أذكار معيّن و مقارن با حركات و سكناتى كه به وسيلهء آن به خداوند نزديكى جسته مىشود . بعضىها گفته‌اند : تعريف مزبور مانع الاغيار ، و جامع الافراد نمىباشد با ذكرهاى طواف ، مانع بودنش نقض مىگردد ( ذكرهاى طواف نيز وسيلهء تقرّب به خداوند است ولى نماز نيست ) و با صلوة شخص گنگ ، جامع بودنش نقض و شكسته مىشود ( نماز گنگ با آن‌كه ذكرى در آن وجود ندارد ، ولى يكى از افراد صلوة ، محسوب مىگردد ) . بهتر آن است كه بگوييم « صلوة » عبارت است از اعمال معيّنى كه در صورت توان به پا ايستادن ، در آن واجب است و آغاز آن تكبير « اللّه اكبر » و پايان آن تسليم و سلام دادن « السّلام عليكم . . . . » مىباشد و به وسيلهء آن به خداوند نزديكى جسته مىشود . بنابراين تعريف بر نماز ميّت ( كه داراى افعال و سلام دادن و تكبير نيست ) به طور مجاز « صلوة » اطلاق مىشود . بدان‌كه اكثر محقّقين در مورد صلوة به ثبوت حقيقت شرعيّه معتقد مىباشند ، به دليل اين‌كه خواصّ و نشانه‌هاى آن موجود مىباشد . يكى از خواصّ آن اين است كه از الفاظ صلوة وصوم و . . . معنى شرعى آنها فهميده مىشود . چون ثبوت حقيقت شرعيّه به دو صورت ممكن است :